موسسه روانشناختی یاسان
 
خدمات
اموزش والدین و خانواده درمانی

اموزش والدین و خانواده درمانی

روان درمانی

روان درمانی

کار درمانی

کار درمانی

هنر درمانی

هنر درمانی

با سلام و تشکر از مطالب خوبتون. من تازه براي بار دوم مادر شدم. دخترم ٤ سالش است در طول روز زمانی که میخوام به نوزاد شير بدم می‌گه گرسنمه يا دستشويي دارم يا بغلم كن. من تا جايي كه ميتونم براش انجام ميدم مثلا هم شير ميدم هم غذا ميذارم دهنش. با وجود اينكه قبلا خودش می‌خورد. بعضي وقتا بچه دومم همش گريه ميكنه دخترم هم از خواستش دست برنميداره گريه ميكنه جيغ می‌زنه. واقعا كم میارم. ميشه راهنماييم كنيد كه خواسته اش رو براورده كنم يا اگر نبايد بكنم چي بهش بگم كه حساس نشه.
  • با عرض سلام به نظر ميرسد كه دختر شما احساس ميكند با آمدن فرزند جديد مورد بي توجهي يا كم توجهي قرار گرفته. در واقع شما و او تنها كانال توجه را خوردن و همراهي براي توالت می‌داند. راه صحيح اينكه او توجه مثبت و لازم را از شما بگيرد اين است كه در طول روز به طور مستمر و هميشگي زماني را براي وقت گذراندن و بازي كردن به او اختصاص دهید. بهتر است كه زماني اين كار را انجام دهيد كه نوزادتان خواب است يا شخص ديگري از او مراقبت ميكند. در نظر داشته باشيد كه اين زمان اختصاصي براي دختر بزرگتان است و هر روز ترجيحا راس يك ساعت مشخص بايد وجود داشته باشد و تمام توجه و حواس شما به بازي كردن با او باشد. خواهيد ديد كه به مرور درخواست هاي تغذيه اي و دستشويي او كاهش مي يابد.

  • با سلام من یک پسر 7 ساله دارم که به شدت به من و مادرش وابسته است مثلا وقتی می خواهد با دوستاش بازی کنه یا باید من پیشش باشم یا مادرش و می گه درب خونه را باز بزارید تا من بازی کنم اگر پیشش نباشیم و یا درب را ببندیم گریه می کنه چون به سن مدرسه رسیده و این وابستگی را دارد می خواستم راهنمایی بفرمایید
  • سلام دوست عزیز فرزندتون ممکنه احساس عدم امنیت و اضطراب داشته باشه که باید مورد ارزیابی بیشتر و بازی درمانی قرار بگیره. رفتار شما باید امنیت دهنده باشد و فرزندتون حتی وقتی در کنار شما نیست این اطمینان رو داشته باشه که هر زمانی نیاز به حضور شما بود، شما در کنارش خواهید بود. بهتر است در دوره‌های فرزندپروری که در موسسه یاسان یا هر مرکز مشاوره دیگری برگزار می‌شه شرکت کنید تا بتونید به رفع مشکل فرزندتون کمک کنید.

  • یه پسر 3 ساله دارم 1 سال و نیمه بود بعد مریض شد و تب کرد و رفت بیمارستان از اون موقع استرس شدید و نگرانی گرفتم همش فکر می‌کنم می‌خواد مریض بشه نکنه تب کنه. شبا بیدار می شم دست به سرش که تب نداشته باشه این استرس و نگرانی به پسر 7 ساله ام انتقال دادم.
  • سلام. با توجه به تجربه ‌ای که در مورد بیماری فرزندتان پشت سر گذاشتید مقداری از نگرانی طبیعی است. اما اینطور که مطرح کردید شما به شکل مداوم نگران و مضطرب هستید، افکار مربوط به بروز دوباره بیماری در بخش زیادی از مواقع مشغله فکری شما است و باعث شده فرزندتان را دائما چک کنید. اینها نشانه های جدی هستند که لازم است آن را با یک متخصص روانشناسی یا روانپزشکی مطرح کنید. چون در صورتی که ادامه پیدا کند زمینه ساز بروز اختلالات اضطرابی مثل وسواس برای شما و فرزندانتان خواهد شد.

  • فرم تماس با ما

    عضویت در خبرنامه
    
    طراحی و توسعه: ره وب