۸ رفتاری که به اندازه خیانت جنسی به رابطه شما آسیب می‌زنند

  • تیم ترجمه و تولید محتوای مرکز مشاوره یاسان

    تاریخ آخرین بروزرسانی ۱۴۰۰/۰۳/۲۵

روابط و ازدواج سختی‌هایی دارند! اما خیانت جنسی تنها کار اشتباهی نیست که ممکن است هر کس در یک رابطه مرتکب شود. در این مقاله به 8 کار دیگری می‌پردازیم که خیانت به شریک شما و رابطه‌تان است. شما ممکن است متوجه نباشید که آسیب این 8 کار اگر بیشتر از خیانت جنسی نباشد، کمتر هم نیست.

 

۱- خواسته‌ها و نیازهایتان را مهم‌تر از شریک زندگی‌تان می‌دانید

روابط بر پایه مشارکت و برابری است. اما یک ضرب المثل هست که می‌گوید: " عشق، قرار دادن طرف مقابل، در اولویت است". محققان این نوع عشق را که در آن شما نیاز‌ها و نگرانی‌های طرف مقابل را شناخته و آنها را مقدم بر نیازهای خودتان می‌دانید، "عشق محبت‌آمیز" می‌نامند. هری تی ریس، استاد روانشناسی دانشگاه روچستر، می‌گوید:" اینکار، نه تنها حس خوبی به طرف مقابل می‌دهد بلکه، با این روش به شریک خود می‌فهمانید که همه چیز را درباره‌ی او می‌دانید، از او مراقبت می‌کنید و برایش ارزش قائل هستید".

وقتی کم‌کم نیازهای طرف مقابل را فراموش می‌کنید یا نیازهای خودتان را مهم‌تر از نیازهای او می‌دانید، رابطه‌ی شما به تدریج رو به سرازیری می‌رود. بله، نیازهای شما هم مهم است. اما توجه شما باید به نیازهای همسرتان و نحوه همکاری هر دوی شما برای برآوردن خواسته‌ها و نیازهای یکدیگر باشد. به مرور زمان، با توجه محض به نیازهای خودتان، و بی توجهی به نیازهای شریکتان، فاجعه‌ای برای این رابطه به وجود خواهید آورد.

حواستان را جمع کنید، عشق فقط به زبان آوردن کلمات نیست، بلکه نشان دادن آن، از طریق رفتار و عمل است.

 

۲-  قدردانی نکردن از شریک زندگی‌تان

وقتی مدت طولانی‌ای با یک نفر بوده‌اید، او را دیگر نه به عنوان فردی جدا، نه به عنوان جزئی از خانواده‌تان، در نظر نمی‌گیرید. هنگامی که تلاش برای رمانتیک بودن، قرار دونفره، دوستت دارم گفتن‌ها ، تشکر و درخواست‌های مودبانه را کنار بگذارید. شریکتان را نادیده می‌گیرید.

اگر شریک شما احساس کند که قدرش را نمی‌دانید و به او توجهی می‌کنید، کم کم نسبت به شما کینه به دل می‌گیرد. اگر در نظافت خانه، همکاری نکنید، به بچه ها کمک نکنید، یا همکاری‌های همسرتان در کارهای خانه را نادیده بگیرید، در نهایت به جایی می‌رسید که به جای همسری مهربان، تنها یک هم اتاقی در خانه دارید. این خیانتی است که با گذشت زمان شدیدتر می‌شود. یک طرف، کارهای شریکش را نادیده می‌گیرد و از او تشکر و قدردانی نمی‌کند و طرف دیگر احساس می‌کند بیش از اندازه کار می‌کند و قدرش را نمی‌دانند و همین امر باعث ایجاد کینه می‌شود.

هر روز وقت بگذارید تا به یاد بیاورید چرا همسرتان را دوست دارید، به او کمک کنید، به حرفهایش گوش دهید، همیشه موقع درخواست، از او محترمانه خواهش کنید و بابت همکاری‌هایش از او تشکر کنید.

 

3- خیانت احساسی

شری میرز، زوج درمانگر، می‌گوید:" رابطه‌ عاطفی، اساسا رابطه‌ای قلبی است. تمامی پیام‌های عاشقانه‌ای که بین شما و کسی غیر از همسرتان رد و بدل می‌شود، درد و دل با او در مورد همسرتان، یا گفتن چیزهایی که به همسرتان نمی‌گویید، انرژی را از رابطه‌ اصلی شما می‌گیرد.

البته که شما هنوز هم می‌توانید دوستی‌های پاک و اجتماعی با جنس مخالف خود داشته باشید، اما باید اطمینان حاصل کنید که این روابط، توجه شما را نسبت به نزدیکی‌ و صمیمیتی که باید با همسرتان در خانه، داشته باشید، کم نمی‌کند".

آسیب مسائل عاطفی اگر بیشتر از مسائل جنسی نباشد، کمتر هم نیست. مسائل جنسی اغلب، ربطی به مسائل احساسی ندارند، و اگر بخواهید رابطه‌تان را ترمیم کنید، کنار گذاشتن و نادیده گرفتن آنها، ساده‌ است. اما پایان دادن به روابط عاطفی، بسیار دشوار است و بسیاری از افراد به خاطر از دست دادن این دوست صمیمی، که از آنها حمایت عاطفی می‌کرده، عزادار می‌شوند. خیانت احساسی ضربات‌جبران ناپذیری به یک رابطه می‌زند.

 

4- حمایت نکردن از شریک زندگی‌تان

شما و شریک زندگی‌تان باید یک تیم باشید. وقتی کسی هم تیمی شما را مسخره یا تحقیر می‌کند، باید در مقابل او بایستید. فرقی نمی‌کند آن شخص دوست شما، همکار یا مادر شما باشد. وقتی با شریک زندگی خود ازدواج کردید، او به نزدیک‌ترین خانواده‌ شما، تبدیل شده است. اگر مادر شما به همسرتان بد و بیراه می‌گوید و او را برای شما مناسب نمی‌داند، این وظیفه‌ی شماست که هوای همسرتان را داشته باشید، و از او دفاع کنید. شما این شخص را برای زندگی کردن، انتخاب کرده‌اید. شما که اجازه نمی‌دهید کسی با فرزندانتان بد صحبت کند، پس نباید این اجازه را در مورد همسرتان هم، بدهید.

از طرف دیگر، این دخالت، به سادگی ممکن است از طرف اعضایی خارج از خانواده باشد. ممکن است، یکی از دوستانتان چیزی مخالف با روشی که شما و همسرتان برای بزرگ کردن بچه‌ها پیش گرفتید، بگوید؛ یا همکارتان که همیشه از همسر و زندگی زناشویی‌اش ناراضی است، سعی کند این نکات منفی را که شاید به چشمتان نیامده باشد، به شما یادآوری کند. مهم‌ترین فرد زندگی شما، باید به تمام معنا، همسرتان باشد، شما باید هوای او را داشته باشید و در مقابل همه به خاطر او بایستید، و با هم مثل یک جبهه‌ متحد در مقابل کل دنیا باشید. اما یادتان باشد، اگر احساس کردید نقطعه‌ضعفی وجود دارد روی آن سرپوش نگذارید و با همسرتان در مورد آن صحبت کنید.

این نوعی از خیانت به شریک زندگی‌تان است که، اکثر مردم آن را به حساب نمی‌آورند. اما اینکه به دیگران اجازه دهید در مورد شریک زندگیتان بد و بیراه بگویند و مخالف حضور او در زندگی شما باشند، شما هم در این جنایت شریک می‌شوید. و این چیزی است که به مرور زمان، رابطه را از بین می‌برد.

 

5- دروغگویی و پنهان کاری، حتی در مورد مسائل بی اهمیت و احمقانه

در مقاله‌ای که نوشته‌ی دکتر لیزا فایراستون است، وی از فریبکاری و نابودی رابطه‌ صحبت می‌کند. دکتر فایرستون که موارد اخلاقی در خیانت را مورد بحث قرار می‌دهد و اذعان دارد: "دروغ گفتن به کسی، به ویژه شخص نزدیک به ما، یکی از اساسی ترین موارد نقض حقوق بشر است. چه شخصی که با او در ارتباط هستید رابطه‌ شما را با کسی غیر از خودش پذیرفته باشد یا در جایگاه یک رابطه‌ نزدیک و صمیمی با شما باشد، دردناك ترین جنبه خیانت اغلب این واقعیت است كه شخصی چیز بسیار مهمی را از شریک زندگی خود پنهان می‌كند".

دروغگویی، هیچوقت درست نیست. گرفتار شدن در دام دروغ، اعتماد همسرتان را از بین می‌برد. اگر دروغ می‌گویید و چیزهایی را از نزدیک‌ترین فرد زندگیتان، پنهان می‌کنید، چرا این رابطه، در زندگی‌تان، الویت دارد؟

او می‌گوید:" یک رابطه‌ی ایده‌آل، بر پایه‌ اعتماد، صداقت، روراستی، احترام متقابل، و آزادی شخصی، بنا می‌شود. اما آزادی واقعی، با انتخاب همراه است نه فقط انتخاب این که چه با چه کسی در ارتباط هستیم، بلکه انتخاب اینکه چگونه با او رفتار خواهیم کرد. اینکه هر روز انتخاب کنیم تا با شریک زندگی‌مان صادق باشیم، عشقمان را واقعی نگه می‌دارد؛ و اینکه هر روز، با تصمیم خودمان و به درستی همان فرد را به عنوان شریک زندگی انتخاب کنیم، آن چیزی است که عشقمان را ماندگار می‌کند. بنابراین، اگرچه آزادی انتخاب شرط لازم و حیاتی برای هر نوع ارتباط صادقانه و سالم است، اما، فریبکاری یا دروغ شخص ثالثی است که هرگز نباید در یک رابطه مورد استقبال قرار بگیرد".

 

6- سواستفاده از نقطه ضعف‌ها و حساسیت‌های شریک زندگی‌مان بر علیه خودش

 انواع مختلفی از رفتارهای سواستفاده آمیز و کنترل‌گرانه، وجود دارد که به تنهایی می‌توانند مقاله‌ای کامل باشند. اما مورد جزئی‌تری که میخواهیم روی آن، متمرکز شویم، سواستفاده است. سواستفاده‌گران ماهر در منطقی جلوه دادن رفتارهایشان، و تلاش برای کنترل شما متخصص هستند. ممکن است طرف مقابل به شما بگوید: " من قبلا یکبار، چوب این کار رو خوردم، بخاطر همین نمیخوام هیچ همکار آقایی داشته باشی". حرفی منطقی به نظر می‌رسد، با این تفاوت که هیچ کس نباید کنترل کند با چه کسانی همکار هستید و فرد مقابل سعی می‌کند از نقطه ضعف خود علیه شما، استفاده کند.

ادن استرانگ، نویسنده‌ی بخشی از کتاب دنیای روانشناسی، و مقاله‌ای برای یاهو با همین موضوع، ترفندهایی که سواستفاده‌گران، برای سوء استفاده از نقطه ضعف‌های شما، بر علیه خودتان، استفاده می‌کنند را، مورد بحث قرار می‌دهد. فرد دائما، روی اشتباهات شما و کاری که می‌داند روی آن حساس هستید، دست می‌گذارد، و به شما می‌گوید چگونه می‌توانید آن کار را بهتر انجام دهید و فرد بهتری باشید، اما فقط با کمک خودش.

آگاهی از این علائم، و اینکه ببینید شریک زندگیتان، از نقطه ضعف‌های شما بر علیه خودتان سو استفاده می‌کند،  قول و قرارهای رابطه را بهم می‌زند.

 

7- فاصله گرفتن از لحاظ احساسی

غفلت و حواس‌پرتی، می‌تواند منجر به فاصله گرفتن از لحاظ احساسی، و دوری میان دو طرف شود. الکس تاکین، زوج و خانواده درمانگر، درباره‌ پدیده‌ای به نام فاصله‌ی عاطفی صحبت می‌کند. او فاصله عاطفی و برخی عواقب آن را، توضیح می‌دهد و می‌گوید: ویژگی‌های فاصله‌ی عاطفی، با فقدان ارتباط احساسی، معنوی و یا فکری، با شریک زندگیتان، مشخص می‌شود. هنگامی که شریک زندگیتان، واکنشی سرد، سنجیده و بیگانه‌وار، نشان می‌دهد، ممکن است به دلیل ترس از صمیمی شدن باشد. فاصله‌ احساسی می‌تواند،جدایی فیزیکی قریب الوقوع را، ایجاب کند. وقتی از نظر فیزیکی، در یک اتاق هستید اما دیگر با شریک زندگی خود ارتباط برقرار نمی کنید، بین خودتان فاصله‌ای می‌اندازید که می‌تواند منجر به پایان رابطه شود. غفلت از همسرتان،  به سرعت حالت دفاعی گرفتن درمورد کوچک‌ترین مسائل، ارزش قائل شدن، و وقت گذارندن با دوستان و همکاران خود، بیش از شریک زندگی‌تان ، یا حواس‌پرتی به دلیل کار و سایر مسائلی که با همسرتان در میان نمی‌گذارید، همه‌ این‌ها، نشانه‌های فاصله‌ی عاطفی است.

 

۸- تحت فشار گذاشتن شریک زندگی‌تان برای اینکه تغییر کند

این موضوع باید کاملا برای شما شفاف، روشن و جا افتاده باشد که: شما باید هر کس را هر آنطور که هست بپذیرید و با او باشید، نه آنطوری که می‌تواند/باید/یا شاید روزی بشود. آدم‌ها هیچوقت عوض نمی‌شوند! سیگاری‌ها می‌دانند سیگار برایشان مضر است، ولی با این حال، نمی‌توانند فقط به خاط اینکه شما خواسته‌اید، آن را ترک کنند. آن‌ها فقط به میل و خواسته‌ خودشان می‌توانند با موفقیت، سیگار را ترک کنند. اینگونه است که تغییر اتفاق می‌افتد.

افراد دارای اضافه وزن می‌دانند که باید برای سلامتی‌اشان، وزن کم کنند؛ اما، اگر شما به آن‌ها بگویید، اینکار را انجام نمی‌دهند.

با گفتن این جمله‌ها که: "عالی می‌شد اگه همسرم یک‌کمی بهتر گوش می‌داد، یه ذره تمیز‌تر بود، و نظرهای سیاسی متفاوتی، داشت"، نمی‌توانید کسی را، تغییر دهید. این حقیقتی ساده در زندگی است که، شما فقط قادر هستید خودتان را، تغییر دهید.

وقتی کسی را مجبور کنیم حتی در موارد جزئی -بر خلاف میلش- تغییر کند، پایان یک رابطه را با دست خودمان، رقم زده‌ایم. ارتباط سالم و سازش باید بدنه‌ی اصلی رابطه باشد و شما باید به آن‌ها اجازه دهید تا به میل خودشان و به مرور زمان، تغییر کنند.

 

و در پایان

و در پایان باید بگوییم خیانت در زندگی زناشویی فقط خیانت جنسی نیست. وقتی خودمان را به یک زندگی متعهد کردیم باید با رفتارهای متعهدانه و اعتماد مقابل در کنار همسرمان باشیم و از او حمایت کنیم. یک بار دیگر به ابتدای این مقاله برگردید و فهرست 8 موردی را که عنوان کردیم بخوانید. هر کدام از این موارد در شما وجود دارد، زنگ خطری است که باید آن را جدی بگیرید. می‌تواند با حضورو کمک یک متخصص زوج‌درمانگر، رابطه خود را ترمیم و تقویت کنید.

 

 

 

 

 

برچسب ها:

فرم ارسال نظر

2 + 6 = ?

نظرات کاربران

فرم ارسال نظر

9 - 3 = ?