آیا بی تعهد بودن والدین در میزان تعهد فرزندان نسبت به ازدواجشان تاثیرگذار است؟




آیا بی تعهد بودن والدین در میزان تعهد فرزندان نسبت به  ازدواجشان تاثیرگذار است؟ - وحید مهری، روانشناس خانواده

نظریه انتقال تعهد:

مؤلفه‌های متفاوتی در تعهد زناشویی افراد تأثیرگذار می­باشد. در پژوهش­های مختلف تلاش‌هایی در جهت شناسایی عوامل مؤثر بر تعهد صورت گرفته است یکی از این عوامل وضعیت خانواده اصلی زوجین و والدین آنها می­باشد مانند وضعیت ازدواج والدین، نحوه تعامل و حل مساله آنان، نگرش و تعهد آنها به امر ازدواج،  وضعیت روانی والدین در طول زندگی نیز از جمله عوامل بسیار مهم و موثر است، همچنین مولفه های مهم دیگر در نتایج تحقیق روانشناسان خیانت والدین و یا طلاق آنهاست، که میتوان از آن به عنوان عوامل مهم و تأثیرگذار بر تعهد فرزندان نام برد.

در واقع این نظریه معتقد است که فرزندان روابط نزدیک را با مشاهده مدل­های والدین خود می­آموزند، و از آنان سرمشق و الگو میگیرند.  تظاهر والدین به این‌که قرارداد زناشویی ممکن است روزی از بین برود و بیان آن در حضور فرزندان  بر نگرش فرزندان نسبت به تعهدشان و ازدواجشان در آینده تأثیرگذار است. در حقیقت با مشاهده طلاق­های والدین، کودکان به‌طور مستقیم می­آموزند که ازدواج­ها برای تمام عمر دوام نمی­یابند و مردم مجبور نیستند به روابطشان درصورتی‌که از آن رضایت ندارند ادامه بدهند و اینکه جدایی از رابطه می­تواند فرصت‌هایی برای پیدا کردن شادمانی با انسان‌های دیگر را برایشان فراهم کند، این مشاهدات به‌احتمال‌زیاد تعهد فرزندان را نسبت به نرم عمومی جامعه که معتقد است ازدواج تا آخر عمر بایستی ادامه داشته باشد کمتر می­کند. و بر کاهش  نگرش تعهد آنها تاثیر مهمی خواهد داشت.

 مردمی که تعهد زناشویی پائینی نسبت به ازدواج دارند معتقدند که مشکلات زناشویی به‌راحتی قابل‌حل نیستند در مقابل افرادی که تعهد بالایی دارند معتقدند که مشکلات زناشویی باید و می­توانند حل شوند، برخی مشاهدات نشان می­دهد جوانانی که والدینشان از سطح تعهد پائین برخوردار بوده­اند و یا طلاق گرفته­اند نسبت به تداوم ازدواج بدبین­تر هستند و احتمالاً فرزندان آن­ها می­آموزند که اجباری برای ماندن در رابطه ندارند، و با مشکلات به وجود آمده در برابر شریک زندگی الگوی والدین در آنها اتفاق می­افتد. حال آنکه اگر دیدن این بی تعهدی توسط فرزندان در سنین کودکی آنها اتفاق افتاده باشد طرحواره بی اعتمادی نیز در آنها شکل گرفته، که خود این طرحواره احتمال و میزان مشکلات زناشویی را در آینده این کودکان تشدید و تسریع خواهد کرد. به عبارت ساده این افراد به درست کردن و تغییر در زندگی به شدت بی اعتماد هستند و احساس نا امیدی میکنند.

به‌بیان ‌دیگر نظریه انتقال تعهد بیان می­کند، هنگامی‌که والدین یک رابطه خصومت‌آمیز را مقدم به جدایی و طلاق می­دانند، احتمالاً فرزندان آن‌ها به این نتیجه می­رسند که فسخ ازدواج تنها در شرایط استثنایی قابل توجیه است. از آن‌طرف اگر والدین به دلایل جزئی جدایی و طلاق را مقدم بر حل مشکلات زندگی بدانند و تعهد بالایی به ماندن در رابطه نداشته باشند فرزندان آن‌ها این نتیجه­گیری را می­کنند که تعهد و پیمان به ازدواج را به‌راحتی می‌توان از بین برد، و این نگرش حتی باعث بروز خیانتهای زناشویی در فرزندان این والدین میشود،  در نتیجه طلاق­­هایی که در میان والدین با سازگاری پایین اتفاق می­افتد احتمالاً تعهد فرزندان را در طول ازدواجشان سست و ضعیف می­کند (آماتو، دیبوئر، ۲۰۰۱).