با این تکنیک نق زدن و اصرار کردن بچه‌ها را تمام کنید




هیچکس در هیچ کاری، بیشتر از بچه‌ها، در راضی کردن والدینشان تلاش و پافشاری، نمی‌کند. متاسفانه، والدین همیشه، واکنش خوبی به این مقاومت‌ها و پافشاری‌ها ندارند و خیلی زود تسلیم می‌شوند؛ بخصوص اگر در شرایط نامناسبی باشند، مثل وقتی که در حال دوش گرفتن، غذا پختن یا مشغول خرید هستند. اگر بچه‌ها حس کنند ما نقطه ضعفی داریم، دقیقا روی آن دست می‌گذارند و سعی می‌کنند همان وقتی که ما در شرایط نامناسبی هستیم، برای خواسته‌هایشان پافشاری کنند.

به همین دلیل خیلی مهم است به آنها یاد بدهیم نسبت به چیزی که برایشان خریده‌ایم، قدردان باشند، و برای هر چه که می‌خواهند، پا نکوبند و غر نزنند وبا ما بحث نکنند. چند نمونه‌ی معروف و متداول این نق زدن‌ها این است که: " بالاخره کی می‌رسیم؟"،" میشه برای صبحانه، بستنی بخورم؟ برای شام چطور؟" آنها آنقدر از شما سوال می‌کنند، تا اینکه، شاید شما نظرتان را دقیقه‌ی نود، عوض کنید.

 

چرا کودکان نق می‌زنند؟

مثل برخورد با هر رفتار اشتباه دیگری، شما باید ابتدا، ریشه‌ی آن رفتار اشتباه را بررسی کنید، تا بتوانید به درستی با آن برخورد کنید. در این مقاله راه‌هایی از مدل روانشناسی آدلر را، به شما آموزش می‌دهیم که نشان می‌دهد، هیچ یک از رفتار‌های کودکان، تصادفی نیست. کودک شما، با توجه به رفتاری که با او دارید، در هر سنی که باشد، نق زدن را یاد می‌گیرد. اگر کودکتان هزاران بار از شما بپرسد آیا امشب می‌تواند نیم ساعت دیرتر بخوابد، و شما یکبار از خودتان ضعف نشان داده و به او این اجازه را بدهید، او همچنان، به استفاده از این روش ادامه می‌دهد. یعنی، در حقیقت، نق زدن برایش جواب داده و به هدفش، یعنی، دیرتر خوابیدن، رسیده است.

 

چگونه مانع نق زدن کودکمان شویم؟

درست مثل هر رفتار دیگری، بچه‌ها نق زدن را هم یاد می‌گیرند، اما ما به عنوان والدین، نباید این اجازه را به آن‌ها بدهیم. لین لوت، یکی از نویسندگان سری کتاب‌های " تربیت سالم"، راه‌حل‌هایی در این زمینه ارائه داده است که برای کودکان دو یا سه ساله، و یا حتی، نوجوانان، مفید است.

برای این کار، فقط به سه کلمه‌ی ساده نیاز دارید: "پرسیدی، جوابتو گرفتی"

این کار خیلی راحت است. برای مثال، وقتی دنیل هفت ساله، اصرار دارد که یک چاله‌ی بزرگ در حیاط

جلویی بکند، و شما موافقت نمی‌کنید، شانسش را این‌گونه امتحان می‌کند که، پنج دقیقه‌ی بعد، دوباره به سراغتان بیاید و این بار این‌طور خواهش کند که: "مامان، لطفاااااااااااااااا"، و همانطور که می‌دانید، واقعا دلش می‌خواهد این کار را انجام دهد. به‌ جای اینکه جوابتان را تکرار کنید، به او یک پاسخ صریح بدهید و نگذارید که نق بزند. سپس، مراحل زیر را دنبال کنید:

مرحله‌ی اول:

از او بپرسید: " تا حالا "پرسیدی و جوابتو گرفتی" رو شنیدی؟" ( احتمالا، می‌گوید که، نه).

مرحله‌ی دوم: " آیا از من پرسیدی که می‌تونی یه چاله بکنی؟" ( می‌گوید، بله)

مرحله‌ی سوم: " جوابتو دادم یا نه؟" ( احتمالا می‌گوید، بله اما، من واقعا.....)

مرحله‌ی چهارم: " آیا به نظرت من مادر/پدر/یا معلمی‌ام، که با صدبار پرسیدن تو، نظرم رو عوض کنم؟" ( حالا تنها گزینه‌ای که دنیل دارد این است که از پافشاری دست بردارد و بی‌خیال انجام آن کار شود و احتمالا با صورتی اخمالو و ناراحت می‌رود، و سعی می‌کند خودش را سرگرم انجام کاری دیگری کند.)

مرحله‌ی پنجم: اگر دنیل، دوباره پرسید، خیلی ساده، فقط بگویید: " پرسیدی و جوابتو گرفتی"، هیچ چیز دیگری لازم نیست بگویید. از وقتی این روش را به کار ببرید، فقط با گفتن این سه کلمه، به آن سوالات اشاره می‌کنید که مانع از نق زدنشان می‌شوید.

ثبات نکته‌ی کلیدی است. زمانی که تصمیم می‌گیرید از روش "پرسیدی و جوابتو گرفتی"، برای جلوگیری از نق زدن کودکتان استفاده کنید، مطمئن شوید که به آن پایبند هستید. حتی اگر بعد از اینکه، با جمله‌ی "پرسیدی و جوابتو گرفتی"، جوابشان را دادید، و بازهم به سوال پرسیدن، ادامه دادند، به آنها توجهی نکنید. وقتی کودکتان ببیند شما با او بحث نمی‌کنید، فورا متوجه می‌شود که، نق زدن فایده‌ای ندارد، و از این راه به هدفش نمی‌رسد.

امای، چهارده ساله، اصرار دارد که با دوستانش به یک مهمانی برود که شما میزبان را نمی‌شناسید، و مدام از شما می‌پرسد که، آیا می‌تواند این کار را انجام دهد؛ اگر شما، هر بار به سوالش پاسخ بدهید، یا از آن بدتر، جوابتان را بعد از هر بار پرسیدن، تغییر بدهید، او متوجه می‌شود که نق زدن، جواب می‌دهد. اگر صبور باشید، در نهایت فرزندتان این سرنخ ها را کنار هم می‌گذارد و شما نتایجش را می‌بینید.

 

و سخن آخر: والدین باید مثل یک تیم باشند

به عنوان پدر و مادر، یا دیگر اعضای خانواده که از کودک نگهداری می‌کنید، سعی کنید تا همگی از همین روش " پرسیدی و جوابتو گرفتی" برای جلوگیری از نق زدن کودکتان، استفاده کنید. وقتی بچه‌هایی امثال دنیل و اما، ببینند که شما بعد از پنج بار خواهش، هنوز اجازه نمی‌دهید، پدرش بعد از سه بار، و مادربزرگش بعد از دوبار، سریع متوجه می‌شوند و دیگر این روش را جدی نمی‌گیرند. مطمئن شوید که تمام کسانی که از بچه مراقبت می‌کنند، روی حرفشان هستند و نظرشان را عوض نمی‌کنند. قبل از اینکه متوجه این موضوع شوید، ممکن است، این بیست سوالی، یک مرتبه به یک بازی سرگرم کننده، تبدیل شود و دیگر خبری از تاکتیک‌های جر و بحث، نیست.