سوگ در کودکان؛ نکاتی که باید بدانیم




 

 

   کودک نیز همانند فرد بزرگسال در رویارویی با پدیده مرگ و از دست دادن عزیزان خود دچار غم و تنیدگی می شود و میزان آن رابطه مستقیمی با سطح تکامل کودک دارد. هرچه سن کودک پایین­تر باشد میزان برون ریزی و صحبت کردن کودک کاهش می یابد اما نشانگانی در سطوح هیجانی، رفتاری، شناختی و جسمانی بروز می دهد. نشانگان عاطفی سوگ شامل: بی تعادلی و نوسان، افکار مزاحم و ترسناک و کابوس، اضطراب، گوش به زنگی و ناامنی، سرزنش خود و افسردگی و بی ارزشی، خشم و رفتار های آسیب رسان به خود یا دیگران، لجبازی و قشقرق، عاطفه سطحی و کرختی می باشد. نشانگان رفتاری شامل اجتناب، حالات تجزیه یا کرختی، پرخاشگری، مشکلات در تعامل با همسالان یا بزرگسالان، رفتارهای خودکشی و خودزنی است که نشانه اخیر بیشتر در نوجوانان مشاهده می­شود. نشانگان شناختی شامل: مقصر دانستن خود، اینکه مستحق اتفاقات بد هستند، از دست دادن اعتقاد به عدالت یا خداوند، تحریفات شناختی شامل فاجعه سازی، باورهمه یا هیچ، تمرکز بر خود، بیش برآورد، پیشگویی و ... می باشد و نشانه های جسمانی نظیر ضربان قلب و فشار خون، گوش به زنگی و تنش جسمانی است.

    بر اساس نظریه ی ماری نگی، کودکان تا رسیدن به درک کامل از مفهوم حقیقی مرگ، از سه مرحله ی جدا از هم عبور می کنند:

 مرگ به عنوان فرایندی قابل برگشت ( سه تا پنج سالگی ) :

در این مرحله، امکان دارد شخص مرده به زندگی عادی برگردد و کودک منتظر است که چنین روزی فرا برسد و فرد مرده به نزد او بازگردد .

مرگ به عنوان رویدادی مجسم ( شش تا نه سالگی ) :

در این مرحله، کودکان متوجه می شوند که مرگ پایان زندگی است و واقعیت آن را می پذیرند اما در واقع به آن جسمیت می دهند و بر این معتقد هستند که از خارج می آید و احتملا قابل دیدن است .

مرگ به عنوان پایان اعمال حیاطی ( ده تا دوازده سالگی ) :

در این مرحله، مرگ در کنار کودک به عنوان رویدادی طبیعی و برگشت ناپذیر بیان می شود .

  عواملی مانند حوادث غیر قابل پیش­بینی، رابطه کودک با فرد متوفی، استرس­های کودک و خانواده و سبک­های مقابله با آن و وجود مشکلات همزمان در کودک و خانواده و میزان حمایت های موجود محیطی می­تواند بر میزان آسیب وارده موثر باشند. مرگ مادر برای کودک سخت­تر است، زیرا از نظر رابطه عاطفی پیوند قوی­تری خدشه دار می­شود و هم تغییرات بسیاری در زندگی کودک ایجاد خواهد کرد. سوگ حل نشده در آینده کودکان به صورت افسردگی، سوء مصرف مواد، اختلالات روانی نمایان گر می شود.

   در برخورد با کودکی که دچار سوگ شده است باید ملاحظات زیر رعایت گردد تا آسیب ناشی از سوگ را کاهش داد:

  • از مرگ با عناوین  مسافرت، خواب،  بیماری طولانی مدت  و رفتن پیش خدا و ... یاد نشود.
  • به کودک اجازه برون ریزی هیجانی و گریه کردن بدهیم و از فرد متوفی صحبت کنیم.
  • به احساسات و ترس های کودک احترام بگذارید و در برابرشان صبوری پیشه کنید. کودک ترس از دست دادن والد و یا دیگر عزیزش را دارد و ممکن است در مقابل آن فرد واکنش های اضطرابی بروز دهد و باید با همدلی کردن، به او احساس امنیت داده شود. 
  • کودکان خودسرزنشگری دارند و تصور می کنند که فوت فرد به علت اشتباهی است که آنان مرتکب شده اند و از این بابت احساس گناه و عذاب وجدان دارند. باید به کودکان این اطمینان داده شود که مرگ، تنبیهی در مقابل رفتارغلط آن ها نیست و رنج و مرگ را نباید با مجازات یا گناه و تنبیه آنان مرتبط دانست.
  • پنهان کردن عکس و یا وسایل فرد متوفی اشتباه می باشد و باید در دسترس کودک قرار داده شود تا مواجهه سازی صورت گیرد.
  • بهتر است کودک در مراسم سوگواری شرکت کند و این امر به کودک کمک می‌کند تا با متوفی خداحافظی کند و فقدان را بپذیرد.
  • کودک ممکن است سوالاتی راجع به مرگ و مردن داشته باشد. به سوالات او پاسخ‌های ساده، قابل فهم و واقعی بدهید.
  • سوگ خودتان را از کودک مخفی نکنید و اشکالی ندارد که در حضور وی گریه کنید یا ناراحتی خودتان را نشان دهید.  
  • از کودک بخواهید تا برای فرد از دست رفته نقاشی بکشد و یا نامه برایش بنویسد.
  • در صورت ادامه دار شدن فرآیند سوگ و عدم سازگاری کودک، حتما با روانشناس کودک در ارتباط باشید.