چطور فرزندی حرف‌گوش‌کن داشته باشیم؟




 

واقعا کلافه کننده است که بارها و بارها از بچه ها بخواهیم کاری را انجام دهند و آنها گوش نکنند. آنها معمولا در مدرسه از معلم حرف شنوی دارند و حتی زمانی که همسرتان به خانه بر می‌گردد، آنچه که او می‌گوید انجام می دهند. اما همین که نوبت به شما می رسد و ساده‌ترین کار را از آنها می خواهید، ناگهان چیزی نمی‌شنوند و شما نامرئی می شوید. همه والدین کم و بیش چنین تجربه ای دارند، نکته مهم این است که به یاد داشته باشید با فریاد زدن و تهدید کردن راه به جایی نمی برید. اما ناامید نباشید حتی سرسخت ترین کودکان نیز می توانند تغییر کنند! با به خاطر داشتن نکات اساسی در زمان صحبت با کودکان و تمرین تعامل مناسب، هم از فریاد زدن و نعره کشیدن خلاصی می‌یابید و هم تبدیل به یک الگوی مناسب برای فرزندانتان می شوید.

اولین نکته ای که باید به آن توجه نمایید این است که مشکل اصلی را بیابید. ببینید آیا دلیلی برای این رفتار بد وجود دارد یا خیر.  بیشتر اوقات کودکان "بازیگوش" فقط خسته یا گرسنه هستند. شاید آن روز در مدرسه اذیت شده اند یا به خواهر و برادر جدید حسادت می کنند. معمولاً دلیلی برای رفتار نامطلوب وجود دار؛. پدری که دیر به خانه برمیگردد و کودک به ندرت او را می‌ببیند، یا مادری که فرصت بازی کردن با کودک را ندارد. حرف شنوی نداشتن روشی برای اعتراض از سوی کودک است و اغلب ما بدون اینکه متوجه باشیم آنها را به خاطر اعتراضات معقولشان، تنبیه می کنیم. حتی اگر نمی توانید اوضاع را تغییر دهید، سعی کنید به بچه ها گوش کنید.

در مورد واقعیت موجود و انتظارات خود برای بچه ها توضیح دهید. هیچ کس دوست ندارد مدام دستوراتی بشنود، مخصوصا کودکان که لازم است بیان آزادانه احساساتشان را تمرین کنند. به همین دلیل اغلب کاری برعکس خواسته ما را انجام می‌دهند. نکته مهم این است که دستور دادن را به بیان واقعیت بدل کنید. به جای اینکه با تندی بگویید "شیر را سرجایش بگذار"، بگویید "اگر شیر بیرون بماند خراب می شود، پس لطفا آن را در یخچال بگذار". به جای اینکه بگویید: "سریع لگوهایت را جمع کن" می توانید بگویید: "تا وقتی یک اسباب بازی جمع نشود، بازی جدیدی شروع نمیکنیم"

تلاش کنید واضح صحبت کنید. با زبانی ساده و به طور مشخص آنچه دوست ندارید را به کودک بگویید. به جای نهی کردن‌هایی مثل "کمد رو به هم نریز" به آرامی بگویید "جای لباسها توی کمده، لطفا پیراهنهایت رو برگردون سرجاش". به جای جملات کلی مثل "اتاقت رو مرتب کن" بگویید "لطفا بیا اسباب بازی ها رو بذاریم توی جعبه و لباسها رو توی کمد کنار دوستاشون آویزون کنیم". کار مورد نظر را به یک سرگرمی بدل کنید و آنها را در فرایند تمیز کردن مشارکت دهید.

خواسته هایتان را یک به یک مطرح کنید. نمی توانید از یک کودک پنج ساله بخواهید که همزمان لباس هایش را مرتب کند، مداد رنگی هایش را جمع کند و خواهر دو ساله اش را نزند. از مهمترین مورد (نزدن خواهرش) شروع کنید و وقتی یک کار انجام شد، سراغ بعدی بروید.

به کودک حق انتخاب بدهید. تهدید یا پرخاش تنها باعث لجبازی بیشتر کودک می شود، به جای اینکار به او نشان دهید در فرایند تصمیم گیری دخیل است. مثلا "تو می تونی الان شلوارت رو بپوشی یا بعد از اینکه صبحانه خوردی."

احساس کودک را به او نشان بدهید. کودکان معمولا گریه می کنند، غر می زنند یا فریاد می کشند چون نمی توانند علت ناراحتی خود را بیان کنند یا نمی دانند چطور با احساساتشان کنار بیایند. پس لازم است کلماتی برای ابراز آنها در اختیارشان قرار دهید. "تو خیلی عصبانی هستی"، " منم گاهی خیلی غمگین میشم، به نظرت چی کار می تونیم بکنیم"

عقب نشینی نکنید. از بدرفتاری کودک نترسید و اجازه ندهید به خاطر حفظ آرامش یا آسانتر شدن امور، این رفتارها ادامه پیدا کند. اگر بر سر مسواک زدن آنقدر قشقرق به پا میکند و داد و فریاد به راه میندازد که به او اجازه می‌دهید با دندانهایی شکلاتی به رختخواب برود، پس به او آموخته اید از این به بعد به همین شکل رفتار کند تا لازم نباشد به حرف شما گوش کند.

الگوی مناسبی باشید. بسیار مهم است که کودک همان رفتاری را از شما ببیند که از او انتظار دارید. این به آن معناست که فریاد نزنید و به آنها گوش کنید. اگر کودکان کاری انجام می دهند که دوست ندارید، کنترل خود را از دست ندهید و به آرامی از آنها بخواهید که توضیح دهند چه اتفاقی افتاده است

از فرزندپروری مثبت استفاده کنید.  همواره بهتر است به جای سرزنش کردن رفتارهای ناخواسته، رفتارهای مطلوب و مناسب را تشویق نمایید.  این تأیید نباید کلی باشد بلکه باید به یک اقدام مشخص را هدف بگیرد: "از اینکه لباست را در کشو گذاشتی ممنونم" یا "خوشحالم که اسباب بازیهایت را به برادرت هم دادی". علاوه بر اینکه این تشویق ها باید تقریباً بلافاصله پس از رفتار، یا در نزدیکترین زمان ممکن بیان شود

هرگز تهدید نکنید و یا باج ندهید. در عوض، به فرزندانتان بیاموزید هر رفتاری پیامد خودش را دارد. مثلا رها کردن لباس های کثیف روی زمین منجر به این می‌شود که برای تولد دوستش لباس تمیز و مرتب نداشته باشد. در عین حال به رفتارهای مطلوب هم پاداش متناسب بدهید. جدول‌های پاداش روشی آسان و واضح برای تایید رفتار درست و  دریافت سریع امتیاز هستند. بچه ها می‌توانند از ستاره هایی که به عنوان امتیاز دریافت کرده اند برای گرفتن پاداش استفاده کنند.

مسئله ای که نباید نادیده گرفته شود تفاوت بین باج دادن و پاداش مناسب است. پاداش نتیجه رفتار خوب است در حالیکه باج دادن ابزاری برای جلوگیری یا متوقف نمودن رفتار نادرست. شما زمانی از پاداش استفاده می‌کنید که سعی دارید شکل‌گیری رفتاری مطلوب را در فرزندتان تشویق کنید مثل درس خواندن یا منظم کردن اتاق، در حالیکه اگر همان پیشنهاد را برای جلوگیری از انجام یک رفتار نادرست همانند فریاد نزدن، یا بی ادبی نکردن به مادربزرگ به کودک بدهید، آنگاه باج دادن تلقی می شود. پاداش سبب احساس غرور کودک می شود در حالیکه باج دادن قدرت نامطلوبی به کودک می دهد. شما در مورد پاداش مذاکره نمی کنید "اگر اتاقت مرتب باشد، می توانی شن بازی کنی". اما زمانی که کودک می‌گوید "اگر اتاقم را تمیز کنم باید به من بستنی بدهی" در حال باج گرفتن از شماست. گذشته از اینکه زمانی که باج می دهید معمولا احساس ناامیدی و درماندگی دارید.

 و در آخر به خاطر داشته باشید که کنترل کلمات و جملاتی که در زمان خشم بر زبان می آوریم و خودداری از بیان عباراتی مثل "تو هیچ وقت گوش نمیکنی" یا "چند بار باید بهت بگم" دشوار است. اما اگر میخواهیم بچه ها به ما گوش کنند باید تمرین کنیم تا شیوه تعامل و گفتگوی خود با آنها را تغییر دهیم. به این شکل نه تنها آنها متوجه خواسته ما می‌شوند بلکه واقعا می‌خواهند که به ما گوش کنند.