کرونا، اضطراب و نکاتی برای والدین




در این روزها که ویروس کرونا بیش از آنکه از نظر جسمانی آسیب زننده باشد، از نظر روانی افکار را مورد هجوم قرار داده است و همه نگران سلامت خود و اطرافیانمان از نظر جسمانی هستیم و به انجام اقداماتی پیشگیرانه و یا حتی درمانی می‌پردازیم، در این مقاله می‌خواهیم با اشاره به نکاتی کوتاه به جهت جلوگیری از آسیبی که در این دوران متوجه روان کودکان و نوجوانانمان است بپردازیم.

عملکرد اضطراب در بدن انسان به صورت U معکوس یا وارونه می‌باشد بدین ترتیب که اگر اضطراب ما در سطح بسیار پایینی باشد به گونه‌ای که هیچ یک از اخبار راجدی نگیریم و عملکردی متناسب با این موقعیت نداشته باشیم خود و دیگر اطرافیانمان را در معرض خطر بسیار بالایی قرار می‌دهیم. اگر اضطراب ما در حد سازنده و مناسبی بالا باشد بصورتی که بتوانیم میزان خطر بیرونی را متناسب با واقعیت تخمین بزنیم و آن را پیش‌بینی و در جهت حفاظت و حمایت از خود و اطرافیانمان تلاش کنیم قطعا می‌توانیم تا مقدار بسیار زیادی سلامت جسمانی و روانی خود و اطرافیانمان را تامین کنیم اما اگر اضطرابمان در سطح بسیار بالایی باشد، به همان میزان عملکرد جسمانی و روانی ما را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد و کیفیت عملکرد ما را به سطح بسیار پایینی تنزل می‌دهد.

بدین ترتیب طبیعی است در این چنین شرایطی ما نگران سلامت خود و اطرافیانمان باشیم، ولی پیگیری و بی‌وقفه در جست جوی اطلاعاتی در رابطه با آمار و شدت بیماری و ارتباط با افرادی که ولو اطلاعات مفیدی را با هیجان بسیار منفی و با حالی ناتوان و مستاصل و درمانده از مدیریت اضطراب خود آن را افراطی به دیگران انتقال می‌دهند می‌توانند ما را به سطح بالایی از ترشح هورمون اضطراب برسانند که نه تنها این میزان اضطراب کارآمد نیست بلکه باعث عملکرد ضعیف سیستم ایمنی بدن و مستعد ابتلا به بیماری میشویم و از سمتی موجب رفتاری همراه با اضطراب و تنش با اطرافیان به خصوص کودکانمان می‌شویم، زیرا که هر چند در تلاش کنیم تا در ارتباط با کودکمان از جملاتی با لحن و کلمات استرس زا استفاده نکنیم ولی آنها به اصطلاح با والدینشان بلوتوث روانی دارند و حال مضطرب و مستاصل آنها را کاملا درک می‌کنند و حتی در کوچکترین پیغام‌هایی که به آنها می‌دهیم در راستای رعایت بهداشت و آموزش‌های پیشگیرانه ، کودکان دست به رفتارهایی از سر نافرمانی، مقابله، لجبازی و پرخاشگری می‌زنند و دومینو وار این احساس ناامنی از ما به آنها انتقال و باعث تخریب رابطه ما با آنها می‌شود.

در مواقعی که در شرایط بحران به سر می‌بریم بهتر است با افرادی تعامل کنیم که از نظر روانی به اصطلاح وزن روانی بالاتری دارند بدین معنی که با هر خبر و اتفاق ناخوشایندی از پادر نمی‌آیند و می‌توانند در مقابل مشکلات تاب‌آوری و مقاومت بالاتری داشته باشند و به دنبال راهکارهایی مناسب در راستای رسیدن به اهدافمان باشند، این افراد به جای اینکه در مسئله حل شوند، مسائل را در خود حل می‌کنند و‌ به دنبال راهی هستند تا حال خوش بهتری را در این مواقع تجربه کنند و در واقع در هر رنجی گنجی می‌یابند.

ما می‌توانیم از تاب‌آوری این افراد در برابر مشکلات الگو‌ بگیریم و منِ قوی‌تری را در خود شکل دهیم و با این اندیشه که حال در موقعیتی هستیم که خارج از کنترل ماست اگر چه رفتاری انجام دهیم حال خوش بهتری داریم و قطعا برای رسیدن به حال خوش بالاتر و بهتر از راهکارهایی که حال خوش بهتر پایداری را برای ما بوجود می‌آورند استفاده کنیم، و از راهکارهایی که حال خوش موقتی به ارمغان می‌آورند اجتناب کنیم؛ مانند: استفاده از مواد، الکل، اجتناب کامل از اخبار و ...

قطعا تا به اکنون به اندازه کافی و مناسب در جریان روش‌های پیشگیری قرار گرفته‌ایم و‌اطلاعات کافی و لازم را کسب کرده‌ایم پس پیگیری افراطی و وسواس‌گونه که به جهت کسب آرامش مدام در پی آن هستیم اضطرابی پایدار در ما بوجود می‌آورد و سطح بر انگیختگی ما را بالا می‌برد مانند تشنهه‌ای که در پی آب است ولی برای رفع تشنگی‌اش از آب دریا می‌نوشد پس مدام تشنه‌تر می‌شویم و در پی عطش بیشتر به رفتار اضطرابی و وسواس گونه خود بیش از پیش دامن می‌زنیم.

در پی این اخبار ما احساس‌های منفی از قبیل نگرانی، ناراحتی، عصبانیت و اضطراب و ... را تجربه می‌کنیم که ما این احساسات را به اصطلاح درد می‌نامیم ، همه احساسات در وجود ما طبیعی هستند پس طبیعی است که ما در مقابل این اتفاقات احساسات منفی یا همان درد را تجربه کنیم اما اگر این احساسات منفی را با یک عکس‌العمل بد و نامناسب مانند پی‌گیری مداوم اخبار، امر و نهی همراه با تحکم به کودکان برای انجام اعمال بهداشتی و یا صحبت کردن با چهره و صدایی مضطرب و نگران همراه کنیم آنها را به رنج تبدیل کرده‌ایم .
پس بدین ترتیب در شرایط پیش رو و این هم‌نشینی طولانی در طی روز با کودکانمان بهتر است از خلاقیت خود استفاده کنیم و به بهبود ارتباط و ترمیم رابطه‌مان با کودک بپردازیم و نهایت حظ و بهره را ببریم که قطعا کاری سخت، خارج از حوصله و توان ماست؛ این امر تنها با پیش رفتن همواره ما با اولویت‌هایمان میسر می‌شود.

در این شرایط اولویت برای ما گذراندن اوقاتی با حداکثر کیفیت با کودکانمان می‌باشد و نیاز است که به اصطلاح قد روانی خود را نیز بالاتر ببریم تا بتوانیم دنیا را از پس چشمان کودکمان ببینیم بدین معنی که درک کنیم که از خانه ماندن کسل، بی‌حوصله، خسته از کار یکنواخت و به دنبال تفریح می‌باشد.

پس با گذراندن اوقاتی اختصاصی با کودک و انجام بازی‌ها و تمریناتی با کودکانمان حال بهتری را برای خود و او بوجود آوریم، در این راستا من و همکارانم تلاش کرده‌ایم تا با نشر مطالب کاربردی و قابل اجرا در فضای مجازی ابزارهای سودمندی به جهت تقویت مهارتهای شناختی و بهبود را بطه در اختیار شما عزیزان قرار دهیم.

و در آخر در این شرایط بحران رفتاری که به شدت برای کودکان می‌تواند آسیب زننده باشد، ما با توجه به اینکه از اخبار اضطرابی از طریق رسانه، دوستان و اطرافیان انباشت می‌شویم، از تخلیه اضطرابمان بر روی کودکان با لحن، کلمات و جملاتمان خودداری کنیم، پس از انتقال اطلاعات جزئی، اغراق‌آمیز، ارائه آمار، شدت و شیوع بیماری جدا به کودکانمان اجتناب کنیم زیرا تنها راه کاربردی در این مواقع آموزش کودکان از طریق انیمیشن‌ها، عکس و فیلم‌های آموزشی مراقبت از خود و دیگران و ارائه اطلاعات در حد فهم و دانش کودک و بسیار عینی و محسوس فارغ و دور از کلمات انتزاعی می‌باشد.

و تا زمانی که کودکانمان آموزش کافی ندیده‌اند و ناتوان از انجام اعمال مراقبتی و بهداشتی هستند از حضور آنها در جوامع عمومی اعم از مدرسه و ... جلوگیری کنیم و در هنگام آموزش کودکانمان از هر نوع رفتاری که باعث تخریب و قطع رابطه سالم ما با فرزندانمان از جمله؛ تحقیر، تهدید، سرزنش، نصیحت و انتقاد می‌شود به شدت اجتناب کنیم زیرا که این رفتارها نه تنها ما را به خواسته‌مان نمی‌رساند بلکه باعث تخریب رابطه ما با کودکمان و حتی قرار دادن کودک را در جبهه مقابلمان می‌شود.


مینا ارجمندپور
کاندیدای دکتری تخصصی
روانشناس بالینی کودک و نوجوان
زمستان ۹۸


همواره سلامت، شاد و سبز باشید.