عوامل کمرنگ شدن عشق و علاقه بین زوجين و از بين رفتن تدریجی آن | کسب مهارت زندگی | رعایت حریم خانواده| مهارت های ارتباطی | روانشناس خانواده


عوامل کمرنگ شدن عشق و علاقه بین زوجين و از بين رفتن تدریجی آن

عوامل کمرنگ شدن عشق و علاقه بین زوجين و از بين رفتن تدریجی آن

۱۳۹۷/۱۱/۱۳
1008
عوامل کمرنگ شدن عشق و علاقه بین زوجين و از بين رفتن تدریجی آن

 

 

دلايل زيادي سبب مي‌شود كه شور و عشق در زندگي كمتر شود. در این مقاله به مرور این موارد می‌پردازیم:

 

عدم انعطاف‌پذيري:

عدم انعطاف پذيري نسبت به مسائلي كه در زندگي با آن روبرو هستيم. مثلا اگر تعصب روي روش و سليقه‌هاي خود داشته باشيم و به علاقه‌ها، سليقه‌ها و شيوه‌هاي زندگي همسرمان، مكرراً انتقاد كنيم يا از آن بدتر، اهانت كرده يا به سخره بگيريم.

 

كمال‌گرايي افراطي:

از آنجا كه ما در ناخودآگاه عاشق «خوبي مطلق»،  «مثبت مطلق» و «كمال مطلق» شده‌ايم و معشوق خود را آخر معرفت و خوبي ارزيابي كرده‌ايم ، به مرور اين ارزيابي خطا،  خود را به ما نشان مي‌دهد و دچار مشكل مي‌سازد. او هرگز نمي‌تواند انتظارات و توقعات ايده‌آلي ما را بر آورده كند. او هم يك انسان مثل بقيه انسان‌هاست و بديهي است كه نقاط ضعف زيادي نيز در كنار نقاط مثبت و نقاط قوت خود دارد.

 

عدم کسب مهارت‌هاي زندگي:

مهارت‌های كافي جهت رسيدگي به بذر عشق را نداريم. مهارت‌هاي ارتباطی زندگي را كسب نكرده‌ايم، مقابله با تنش‌ها و مشكلات را تجربه نكرده‌ايم، ‌نحوه سازگاري با مسائل زندگي را نياموخته‌ايم، همه و همه موجب ناكارآمدي ما در ايجاد عشق و آرامش در زندگي مي‌شود.

 

عدم رعايت حريم خانواده و مرزهاي زندگي:

به وظايف خود در زندگي آگاهي نداريم يا مرزهاي مسائل زندگي و مشكلات خانواده را رعايت نمي‌كنيم. مثلا موارد مربوط به خانواده را به بيرون منتقل مي‌كنيم. مشكلات را به دلسوزان خود مثل پدر، مادر، دوستان ،‌فاميل ، حتي همسايگان و ... در ميان مي گذاريم يا در حيطه و مرزهاي همسرمان دخالت مي‌كنيم و به نام عشق و دوست داشتن وي را كنترل كرده و در قفس نامرئي انتظارات خودمان، او را محبوس و زنداني مي‌كنيم. مثلا به علائق او، دوستان وي،‌ نحوه لباس پوشيدن او، شيوه راه رفتن و حتي طرز تفكر و احساسش گير مي‌دهيم و او را در تنگنا قرار مي‌دهيم. و در نهايت آزادي را از او مي‌گيريم.

 

مشكلات شخصيتي و انتظارت غير واقعی:

توقعات بي‌جايي به لحاظ مسائل شخصيتي خود، از همسرمان داريم كه بر آورده شدني نيست و برآورده نمي‌شود. مثلا يك نفر با اختلال شخصيت وسواسي، زياد نكته‌سنجي مي‌كند و معيارهاي زيادي در ذهنش دارد و با ريزبيني‌ بيش از حدي كه به همسرش نشان مي‌دهد و او را در چهارچوب خشك و در قالب معيارهايي كه تعيين مي‌كند؛ حبس مي‌كند و عرصه را بر او تنگ مي‌كند. يا كسي كه اختلال شخصيت پارانوئيدي دارد و بدبين است، با سوء‌ظن‌ها و بدبيني‌ها خود و حسادت و توهم توطئه‌هايي كه در ذهن خود، آنها را مي‌بافد، همسرش را هميشه در نقش يك دشمن و جاسوس مي‌بيند.

 

لذت‌طلبي و خودكامگي:

ما مي‌بايست در چهارچوب خانواده، خود را مقيد به بعضي امور كنيم. وقتي كه لذت‌هاي خود را كه در خارج از خانواده است به صورت افراطي دنبال مي‌كنيم و توجهي به خواست و ميل خانواده نداريم، به مرور زندگي يك طرفه و بي‌روح مي‌شود. زن و شوهر هر كدام دنبال تمايلات خاصي در خارج از خانواده هستند و لذت بردن از يكديگر را فهم نمي‌كنند.

 

عدم کسب مهارت‌هاي ارتباطي:

نمي‌توانيم ارتباط موثري با همسرمان بر قرار كنيم، حرف هم را نمي‌فهميم. هر كدام به ظاهر منطقي صحبت مي‌كنيم ولي نمي‌توانيم يكديگر را قانع كنيم. توجه كافي به احساسات، خواسته‌ها و صحبت‌هاي يكديگر نداريم. گوش شنوا و تحمل ارتباط موثر را از هم دريغ مي‌كنيم. در رساندن حرف‌هاي خود به يکديگر آنها را تحريف مي‌كنيم يا آنقدر مبهم رفتار مي‌كنيم يا صحبت مي‌كنيم كه ديگري را به خطا مي‌اندازيم. در واقع مهارت‌هاي ارتباطي را نمي‌دانیم.

 

وحید مهری، روانشناس خانواده

 

برای خواندن مطالب مرتبط به این مقاله می توانید بر روی لینک های زیر کلیک کنید:

 

 

 

 

 

 

*** اگر این مطلب را پسندید، مرکز مشاوره کودک و نوجوان یاسان را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

کانال تلگرام ماhttps://t.me/yasanclinic

پیج اینستاگرام ما: http://instagram.com/_u/yasanclinic

 

 

 

نظرات کاربران







طراحی و توسعه: ره وب
کلیه حقوق این سایت متعلق به مرکز مشاوره یاسان می‌باشد و هر گونه کپی و استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است