نقش والدین در اضطراب کودکان و راهکارهایی برای کنترل آن


نقش والدین در اضطراب کودکان و راهکارهایی برای کنترل آن

نقش والدین در اضطراب کودکان و راهکارهایی برای کنترل آن

۱۳۹۸/۰۲/۰۷
1008
نقش والدین در اضطراب کودکان و راهکارهایی برای کنترل آن

 

 

 نقش والدین در اضطراب کودکان و راهکارهایی برای کنترل آن 

کودکان با حساسیت‌های بسیار زیادی به دنیا می‌آیند. آن‌ها هم از لحاظ روان‌شناختی و هم از لحاظ جسمانی بسیار شکننده و ضعیف و ناتوان می‌باشند در واقع آنها در بدو تولد سراسر ناتوانی هستند و خود کودک هنوز منسجم نشده است و به مرور در روند رشد از میزان ناتوانی آنها کاسته و به قدرت و توانمندی آنها افزوده می‌شود. بعد از تولد مغز و سیستم عصبی مرکزی کودک مانند جسم او( حواس و اندام‌های مختلف) در حال رشد و تکامل می‌باشند. تحقیقات نشان می‌دهند که یک هفته پس از تولد مواد شیمیایی آرامش‌دهنده (اندورفین‌ها) از بین می‌روند و هورمون‌های استرس در کودک (کورتیزول) تا اندازه‌ای بیش از حد معمول ترشح می‌شوند و کودک را در حالت ناامنی و اضطراب قرار می‌دهند. بدین ترتیب دنیای کودک دنیایی سرشار از انرژی و احساسات متفاوت است که  به دلیل فقدان تفکرمنطقی نمی‌تواند به درک و منظم کردن تجربیاتش از طریق فکر بپردازد رفتارهای هیجانی بسیاری را انجام می‌دهد. بنابراین احساسات شدیدی مانند خشم، ناامیدی، درماندگی، اضطراب، نگرانی را تجربه می‌کند و این امر باعث ناتوانی او می‌گردد، در این مواقع نیاز به یک پدر و مادر حساس و پاسخگو و حمایتگر و همدل دارد.

در این بین کودکان اگر احساسات منفی را با شدت زیاد و در مدت طولانی و با تعداد دفعات بالا تجربه کنند می‌توانند تشخیص اضطراب ، وسواس و افسردگی بگیرند که ما با مشاهده تعدادی ازعلائم زیر می‌توانیم این اختلالات را در کودکانمان تشخیص دهیم و به دنبال راهکارهایی علمی و عملی باشیم.

 

کودکانی که:

* زیاد نگران هستند و اضطراب شدیدی را نشان می‌دهند

* آرامش ندارند و بی‌قرار هستند

* در تمرکز کردن مشکل دارند و بدین ترتیب یادگیری آنها دچار مشکل شده است

* اغلب اضطراب دارند

* عصبی و پرخاشگر هستند

* از لحاظ عاطفی بسیارحساس و شکننده و وابسته به والدین خود هستند

* اعتماد به نفس پایینی دارند

* به میزان زیاد و عجیب خوب هستند و رفتارهای تاییدطلبانه نشان می‌دهند

* مدام به فکر فرو می‌روند و کسل و بی حوصله هستند

* مانند بزرگسالانی کوچک رفتار می‌کنند

* کودکانی که سرزنده و شاد نیستند

* به گونه‌ای افراطی نظم را رعایت می‌کنند و رفتارهای وسواسی دارند

 

پژوهش‌ها نشان داده‌اند که اضطراب و افسردگی می‌توانند هم ارثی و هم اکتسابی باشند که در این میان عوامل اکتسابی که متاثر از نوع فرزند پروری والدین می‌باشد از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

 

والدین نگران و فرزندانی نگران تر

هنگامی که کودکان والدین مضطرب و نگرانی دارند، درک آنها از دنیا تحت تاثیر پیام‌هایی است که از والدین خود دریافت می‌کنند، این پیام‌ها می‌توانند کلامی و غیرکلامی باشد. این والدین دنیا را بسیار ناامن، نامطمئن، ترسناک و خطرناک برای کودکان قلمداد می‌کنند و بدین ترتیب کودک ارتباط بسیار دلهره‌آوری را با والد نگران خود شکل می‌دهند و بسیار محتاط عمل می‌کنند. این کودکان تصویری بی‌ثبات، ناآرام و ناامن از دنیا برای خود ترسیم می‌کنند که بسیار شبیه تصویر پدر و مادر مضطربشان می‌باشد. در این صورت، این کودکان کنار والدین خود نیز امنیت را احساس نمی‌کنند و تعاملات سخت و دردناکی را با والدین خود دارند و بسیار ناسازگارانه عمل می‌کنند. این کودکان مدام میل به کنترل محیط دارند و به این دلیل هورمون استرس (کورتیزول) در بدن آنها بیش از اندازه آزاد می‌گردد و مواد تسکین‌دهنده طبیعی به اندازه کافی ترشح نمی‌شود و این کودک مدام اضطراب، تشویش و نگرانی را تجربه می‌کند.

 

در مقابل فرزندپروری مقتدرانه و فرزندانی ایمن

این والدین رفتار با ثباتی از خود نشان می‌دهند و بدین ترتیب این کودکان به والدین خود اعتماد دارند و نگران نیستند که در صورت کار اشتباهی که انجام داده اند والدین آنها از دوست داشتن او دست بردارد و پیغام طرد بدهد و شروع به نصیحت، سرزنش، مقایسه، تهدید و تحقیر او کند.

این والدین تفاوت‌های خود و فرزندانشان را پذیرفته‌اند و حالت‌های عاطفی و احساس کودک خود را درک کرده‌اند و هنگامی که کودکان احساسات پردازش نشده‌ی بسیار شدیدی را از خود نشان می‌دهند با کودک همدلی کرده و احساسات کودک را نادیده نمی‌گیرند و با آرامش و ثبات رفتار شنونده احساسات کودک خود هستند و به کودک خود در یافتن راه مناسب برای رسیدن به خواسته‌اش همراهی می‌کنند.

این کودکان دنیا را محیطی امن می‌دانند و بدین ترتیب با جسارت به کشف دنیا می‌پردازند و در صورت رویارویی با ناکامی رفتار منفعلانه و پرخاشگرانه نشان نمی‌دهند، بلکه با جسارت برای رسیدن به خواسته خود تلاش می‌کنند زیرا که می‌دانند تلاش قانون زمین است و برای رسیدن به خواسته‌اش تلاش کند و همانند صخره‌ای شرایط سخت را تحمل کند.

این کودکان از والدین خود می‌آموزند که انسان‌ها با یکدیگر متفاوتند و می‌توانند احساسات متفاوتی را در یک شرایط ثابت داشته باشند و بدین ترتیب همدل و همراه رفتار می‌کنند و تعمل سازگارانه‌ای با اطرافیان خود دارند.

 

 

راهکارهای علمی و عملی برای کمک به کودکان مضطرب و نگران

در ابتدا ضروری است که به این نکته بپردازیم که در دنیای مدرن که دامنه انتخابات بسیار گسترده شده است و انسانها در طول روز با ناکامی‌های بسیاری رو به رو می‌شوند و امکانات زیادی در اختیار انسان‌ها قرار گرفته است در جهت شکل‌دهی و بهبود ارتباط خود با فرزندانمان آموزش‌های لازم را ببینم تا در مسیر فرزندپروری با رنج کمتری روبه‌رو شویم و ارتباط امن، عمیق و پایداری را با کودک خود شکل دهیم در عین حال، شما از بین موارد زیر می‌توانید راهکارهایی برای کمک به کودکتان انتخاب کنید:

- از کودک بخواهید درباره‌ی احساسات متفاوت خود در موقعیت‌های گوناگون نقاشی بکشد، احساسات کودک را تایید کنید و راهکارهای متفاوتی که در آن موقعیت می‌تواند کودک انجام دهد را از طریق بارش فکری با کودک تمرین و بازی کنید و این راهکارها را به دو دسته رفتارهای سالم و نا سالم تقسیم کنید.

- با ابزاری مانند شن، خمیر بازی، رنگ انگشتی با کودک خود بازی کنید و از این راه به تخلیه هیجانات کودک بپردازید. مثلا تصاویری بسازید، عمل متناسب با آن احساس را نشان دهید، آن‌ها را خراب کنید و بدین ترتیب کودک توانایی غالب شدن بر احساسات ناکارآمد خود را پیدا کند و خود را منفعل و مغلوب نبیند.

- احساسات متفاوت خود را در موقعیت‌های متفاوت برای کودک خود بگویید و رفتار مناسب متناسب با آن احساس را انجام دهید تا کودک شما نیز به تقلید از رفتار سازگارانه شما در موقعیت‌های مشابه بپردازد.

- حالت‌های جسمانی و روانی احساسات متفاوت را برای کودک خود با زبانی قابل فهم برای کودک توصیف کنید تا دامنه شناخت احساسات متفاوت را در کودک خود گسترش دهید.

- تلاش کودک خود را در تمرین‌ها و بازی‌ها به شدت تشویق کنید و دید کودک را از هدف به فرآیند معطوف کنید به صورتی از انجام یک تمرین احساس خوشحالی کند و به کیفیت و چگونگی انجام آن تمرین بی‌توجه شود و از فرآیند بازی و تمرین لذت ببرد.

- با کودک خود بازی نه گفتن را تمرین کنید بدین ترتیب که از او بخواهید در یک بازی هر چه شما از او می‌خواهید بگوید " نه نمی‌توانم " و با این تمرین کودک یاد می‌گیرد که تمایلات خود را سرکوب نکند.

- به کودکان خود گوش دهید و هر روز ساعات مشخصی را به کودک خود اختصاص دهید و در آن زمان تمام توجه خود را به اومعطوف کنید.

 

 

مینا ارجمندپور، روانشناس بالینی کودک و نوجوان

 

برای خواندن مطالب مرتبط با این مقاله می توانید بر روی لینک های زیر کلیک کنید:

 

 

 

*** اگر این مطلب را می پسندید، مرکز مشاوره کودک و نوجوان یاسان را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

کانال تلگرام ما:   https://t.me/yasanclinic

پیج اینستاگرام ما:  http://instagram.com/_u/yasanclinic

 

 

نظرات کاربران







طراحی و توسعه: ره وب
کلیه حقوق این سایت متعلق به مرکز مشاوره یاسان می‌باشد و هر گونه کپی و استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است